در روز های اخیر بارها گفته شد که ایالات متحده امریکا با افغانستان پیمان امنیتی امضا کرده است، اگر رئیس جمهور امریکا بر این پیمان متعهد باشد باید به افغانستان کمک کند که ثبات وامنیت در افغانستان حاکم گردد. از جمله این که پاکستان بیش از پیش تحت فشارسیاسی واقتصادی حکومت امریکا قرار گیرد تا این کشور سیاست های خود در قبال همسایگان به ویژه افغانستان را تغیر دهد.
اگر مجموع این آرزوها برآورده شود مردم افغانستان بسا مشکلات را پشت سر خواهند گذاشت ، حتما از آقای ترامپ برای آوردن صلح وثبات تشکر خواهند کرد! اما مردم وحتا تحلیل گران ما معمولایک نکته اساسی را ازیاد می برند آن این که رئیس جمهور امریکا برای حفظ وحراست از منافع امریکا انتخاب می شود؛ یعنی مجموعه از گزینه ها مد نظر سران امریکا قرار می گیرد تا منافع امریکا را در جهان حفظ کنند . آقای ترامپ جدیدا به کاخ سفید راه یافته است ممکن است آیده آلهای بسیاری در سرپرورانده باشد، از جمله مبارزه جدی با تروریزم. اما پرسش آنست که اگر تمام همت رئیس جمهور امریکا را بدست آوردن منافع امریکا بدانیم ومنافع امریکا هم مبارزه باتروریزم را ایجاب کند دراین صورت بی تردید ترامپ به وعده های خود عمل خواهد کرد ومبارزه جدی با تروریزم را روی دست خواهد گرفت.
اما وهزار اما اگر چنانچه منافع امریکا ایجاب کند که برخی مناطق جهان نا امن باقی بماند دراین صورت چگونه می توان انتظار داشت که "دونالدترامپ" در مبارزه با تروریزم جدی عمل کند؟
این پرسش ازاین جهت مطرح می شود که در گذشته چنین بوده که منافع امریکا ایجاب کرده وحکومت امریکا نه تنها تروریزم را سرکوب نه کرده است که به آنها کمک کرده تا حکومت هایی را مورد تهدید قرار دهد تا درتهدید دایمی تروریزم منافع امریکا حفظ شود. امروز سوریه در کانون توجه جهان قرار دارد، این پرسش کماکان مطرح می شود که درصورت مخالفت قدرت های بزرگ جهانی چون ایالات متحده امریکا، داعش وسایرگروه های تروریستی می توانستند درداخل سوریه شکل گیرند و به حیات خود ادامه دهند وامروز تمام خاورمیانه را با مشکل مواجه سازند؟
بی تردید همه می دانند که کشور های عرب خلیج فارس عمدتا از پشتیبانان داعش وگروه های تروریستی در خاورمیانه از جمله درسوریه هستند. اگر حکومت امریکا هم پیمانان منطقه ای خود چون عربستان سعودی را تحت فشار قرار می داد و برخی محدودیت های سیاسی برآن کشور وضع می کرد، دامنه تروریزم محدود تر می شد و بحران سوریه ابعاد وسیعی پیدا نمی کرد. طبیعی است که بحران کنونی خاور میانه ریشه در بی توجهی قدرت های جهانی از جمله ایالات متحده امریکا دارد یا به تعبیر دیگر منافع استراتژیک امریکا در منطقه سبب شده است که داعش چنین جولان دهد ومنطقه را با خطراز هم پاشی مواجه سازد.
لذا می توان این گونه نتیجه گرفت: اول این که نباید به شعارهای آقای ترامپ، دل خوش داشت زیرا این شعار ها تا به منصه عمل می رسد زمان بسیار می طلبد. دوم این که تحت فشار گذاشتن تروریستان منوط وبه مربوط به منافع امریکا است. اگر منافع امریکا ایجاب کند قطعا گروه های تروریستی در معرض نا بودی قرار خواهند گرفت ودر غیرآن صورت ما وامثال ما قربانی منافع امریکا خواهیم بود، کما این که تا هنوز این گونه بوده است.
گمان نگارنده آنست که مولفه اساسی صلح وثبات ، در داخل افغانستان شکل می گیرد . اگر سران حکومت افغانستان به این آگاهی رسیدند واین درک به وجود آمد، بی تردید که صلح در افغانستان به وجود خواهد آمد، دراین میان خارجی ها فقط می توانند به روند صلح کمک کنند. اما تا وقتی این درک ودرایت به وجود نیاید دست توسل به دامن خارجی ها دراز کردن بیهوده ترین کاری است که انجام خواهد گرفت.