در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «قومیت، متاع دکان فرصت طلبان!» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
اما اگر فرض براین گذاشته شود که این طیف افراد بر اساس نیت نیک ودلسوزانه می خواهند نام سادات را بلند کنند وهویت سادات را تثبیت نمایند، این پرسش مطرح می شود که این ادعاها بر کدام مبنای معرفتی استوار است؟
این پرسش ازاین جهت مورد توجه قرار می گیرد که هر گفتمانی قبل از آن که در میان جامعه جایی پایی پیدا کند ومورد قبول عام قرار گیرد و یا دلی را برباید باید برای شخص گوینده یا شعاردهنده توجیه پذیر باشد ، به سخن دیگر کسانی که شعار هویت سادات را مطرح می کنند از نظر معرفتی باید توجیه کنند که این شعار مبتنی برچه آموزه هایی استور است واین آموزه ها باعث شده یا او را ودار کرده که این شعارها را مطرح کند .
برای این که دستگاه فکری شعار دهندگان قابل پذیرش باشد حد اقل باید گفته ها وشعارهای خود را بر دوالگو استوار سازد. این دو مبنا یا از سنت های گذشته اجتماعی وفرهنگی کشور سرچشمه گرفته باشد یا بر مبنای مقولات وگزاره های دنیای جدید تکیه زده باشد.
افغانستان دارای سنت ستبر دینی وفرهنگی است، عمود میانی فرهنگ کشور ما بر دین و آموزه های اسلام استوار است. آیا رجوع به اسلام ودین می توان "سید" گرایی های افراطی را توجیه کرد؟
گرچه آیات و روایات فراوانی را می توان در متون دینی مشاهده کرد که پیروان آئین اسلام را از در غلطیدن به دام قوم ونژاد برحذر داشته ،لیک یکی از آیات مشهور ی که هردینداری (احتمالا) درذهن دارد آیه ای است که درسوره مبارکه حجرات که خداوند می فرماید که: ماآدم را از پدرو مادر واحد آفرید یم وآنگاه دسته دسته وقبیله ساختیم که از همدیگر ب شناخته شوند(نقل به مضمون). دراین آیه صراحت دارد که تکیه بر نژاد وقوم وشعارهای دهن پرکن هویت سیاسی سادات وهم چنان به نام سادات اشک تمساح ریختن به هیچ عنوان با آموزه های دینی وفرهنگی کشور سازگاری ندارد. هر نوع امتیاز طلبی به نام قوم وقومیت از هر جانبی مطرح گردد با تفکر وخوانش های دینی ناسازگار است.

دومین نکته ای بازمی توان از سنت دینی استنباط کرد آنست اگر سادات خود را مفتخر می داند که ازاولاد پیامبرگرامی اسلام است و همان پیمبری که به نام او افتخار می کنیم فرمو ده است. که هیچ فرقی میان عرب وعجم یاسیاه وسفید وجود ندارد". بنابراین بر چه مبناییی می توان بر هویت سیاسی سادات تکیه کرد وقوم سادات را فراخواند یا تحریک کرد که گرد هویت خاصی فراهم آیند؟
پرسشی دیگری که می توان پرسید آنست که هویت سیاسی سادات یعنی چه؟
وقتی سخن از هویت سیاسی گفته می شود منظور یک حزب سیاسی وتشکیلات است . تشکلات سیاسی درنگاه معطوف به قدرت شکل می گیرد ، دراین صورت این پرسش به وجود می آید که فراهم آمدن به گرد یک حزب سیاسی قوم محور روی به کدام سوی دارد؟ حزب سیاسی ای که بر برتریت خود وخواستن حق ویژه تکیه کند به یک حزب از نوع حزب هتلر شباهت ندارد؟
اگر این گونه نیست چرا سادات خود را تافته جدا بافته از دیگران به حساب آورد وچرا در تشکیلات وچهار چوب سایر احزاب سیاسی داخل نشود ویک حزب خاصی برای خود ایجاد کند؟
دوم.تکیه گاه دیگری که هر فرضیه ای می تواند خود را با آن توجیه کنند، گفتمان مدرن است. در گفتمان های مدرن می توان از حقوق بشر، حقوق شهروندی که حقوق حقوق مدنی ،حقوق سیاسی را در خود نهفته دارد سخن گفت. پرسش آنست که سید گرایی یا فراهم آوردن سادات درمحور خاص قومی به کجای این گفتمان ها تکیه دارد؟
متاسفانه یا خوش بختانه قوم گرایی با هیچ یک از گفتمان های سنتی ومدرن سازگار نیست و ازهیچ کدام این گزاره ها نمی شود قوم گرایی را استنباط کرد. لذا وقتی سادات گرایان وهر قوم گرای دیگر نمی تواند مدلول خود را بر دلایل سنتی دینی ویا مفاهیم ومقولات جدید استوار نماید، چگونه به خود اجازه می دهد که فرضیه های بی بنیاد خود را مطرح کنند وازین طریق بخواهند مانور سیاسی دهند؟ بنابراین هر اعتقادی ازاین دست فاقد درون مایه معرفتی است وهر فرضیه سیاسی که فاقد ابزار معرفتی باشد نمی تواند مورد قبول واقع شود.مطرح کردن این بنا های بی بنیاد جزبه درد آدمیانی می آید که قوم وقبیله را نردبانی برای رسیدن به خود خو اهی ها وفزون طلبی های خودقرار دهد هیچ باری بردوش نه خواهد کشید.
همان گونه که آموزه های دینی ما را به هشیاری ورهیدن از کید مکاران فرا می خواند،شکل دهندگان مدرنیته نیز مارا می خواند که آنسان به ماهو انسان، هدف است، هیچ گاه انسان را وسیله برای رسیدن به هدف دیگر قرار ندهید.
این نوشته نیز بیش ازاین که متوجه عناصر فرصت طلب وخود خواه وسوءاستفاه گر از نان وعنوان سیادت باشد ناظر به قوم سادات است که نباید مورد سوی استفاده عناصر منفعت طلب قرارگیرند ونردبانی برای بالارفتن انسان های بد اخلاق وفاقد شعورانسانی واقع شوند .
برچسب:
نویسنده: بردیا رحیمی